حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2107

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

اين‌جا بايد حرف كوروش بزرگ را ، كه كزنفون در كتاب « تربيت كوروش » نقل مىكند ، يادآور شويم . مورّخ مذكور گويد : « او ( يعنى كوروش ) عقيده داشت ، كه اين اسلحه ( يعنى فلاخن ) شايان برده‌ها است ، ولى نه از اينجهت ، كه فلاخن‌داران ، وقتى كه با ساير قسمت‌هاى قشون مخلوطاند ، مفيد نباشند ، بل از اين جهت ، كه آنها بى سپاهيان ديگر هرگز نميتوانند از عهده يك مشت سربازانى ، كه براى جنگ تن بتن مسلّح شده‌اند ، برآيند » ( كتاب 7 ، فصل 4 ) . بالاخره بايد گفت ، كه چون در دولت سلوكى ترتيب گذشتن تاج و تخت از پادشاهى بخلفش معيّن نبود ، چه بسا ، كه ساخلو انطاكيّه در زمان ضعف دولت سلوكى در اين مسئله دخالت و پادشاهى را معيّن ميكرد . رفتار اين است آنچه ، كه ميتوان راجع بتشكيلات دولت سلوكى گفت و متاسّفانه خيلى كم است . از وضع رفتار سلوكىها در ايران هم اطّلاعات ما خيلى كم است . ما نميدانيم زمانى ، كه دولت سلوكى قدرت داشت ، و هنوز ممالك ايران جدا نشده بودند ، سلوكيها يا مقدونيها چگونه با ايرانىها رفتار ميكردند ، ولى اگر اخلاق و عادات و درجه تمدّن مقدونيها را ، چنان كه در باب اوّل و دوّم اين كتاب نموده‌ايم ، در نظر گيريم به اين نتيجه ميرسيم ، كه از حيث طرز زندگانى بين مقدونيها و ايرانيان تفاوتهاى اساسى نبوده : نجباى هر دو ملّت جنگ ، ورزش ، شكار كردن ، خوب خوردن ، زياد آشاميدن ، بردن غنائم ، تعدّد زنان را دوست داشتند . تعدّد زنان و ازدواج اقرباى نزديك مىرساند ، كه خانواده مقدونى بر خانواده ايرانى امتيازى نداشته ، يا اگر داشته خيلى كم بوده . اما سواد مردم اكثرا در اين زمان از دو حال خارج نيستند ، ساكنين دهاتند يا ايلات و عشاير . سكنه دهات باز در هر دو ملّت به زمين متعلّق‌اند و آزاد نيستند ، بىاجازه اربابى نزد ارباب ديگر روند . عشاير و ايلات بالنّسبه آزادند ، زيرا مقيّد داشتن آنها نه موافق طرز زندگانيشان است و نه زير بار اين قيد ميروند . بعد ميبينيم ، كه اسكندر با احترام ببعض عادات و اخلاق ايرانيان